سوگ

 

 

وه <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چه شب های سحر سوخته من

خسته در بستر بی خوابی خویش

در بی پاسخ ویرانه، هر خاطره را، کز تو درآن یادگاری به نشان داشتم کوفتم،

کس نپرسید ز کوبنده و لیک با صدای تو که می پیچید در خاطر من

((کیست کوبنده در !))

هیچ در باز نشد تا خطوط گم و رویایی رخسار تو را باز یابم من یک بار دیگر......

آه..

آه....

تنها همه جا،از تک و تاریک، فراموشی کور، سوی من داد آواز پاسخی کوته و سرد

((  مُرد دلبند تو،مَرد))

راست است این سخنان :من چنان آینه وار در نظر گاه تو ایستادم پاک، که چو رفتی ز برم چیزی از ما حاصل عشق تو بر جای نماند، در                    

خیال و نظرم غیر اندوهی در دل ،غیر نامی به زبان، جز خطوط گم و نا پیدایی در رسوب غم روزان و شبان .....

من دراین بستر بی خوابی راز نقش رویایی رخسار تو می جویم باز!..

با همه چشم تو را می جویم

با همه شوق ترا می خواهم

زیر لب باز ترا می خوانم

..... دایم و آهسته به نام .....!

ای مسیحا

اینک مرده ای در دل تابوت تکان می خورد آرام آرام

آرام آرام ...          

وقتی اینها رو می خونم خندم می گیره

ولی نه گریه ام می گیره

از این که قلبم را صادقانه هدیه کردم به تو و تو اون را صادقانه زیر پات له کردی

از این که با تو صادقانه درد دل می کرم و تو صا دقانه من را فریب دادی

از این که من صادقانه شب ها به احیا می نشستم تا برای تو دعا کنم که همیشه شادباشی  و تو صادقانه من را به بازی غم دعوت کردی

از این که صادقانه من را فروختی

از این که صادقانه در جوانی گرد و غبار پیری را برایم هدیه آوردی

از این که صادقانه من را در کویر ظلمانی مرگ تنها رها کردی

آه

آره رفتی  پی یه عشق دیگه شاید هم یه صید دیگه

ولی  صادقانه یه حرف دارم

تو هیچ ارزشی نداری تو ارزش سلول های خاکستری مغز من را نداری که بخواهی توی اون بگنجی

تو ارزش قطره های اشک من را نداشتی

تو ارزش این را نداشتی که من بخاطر تو تموم زندگیم را به مرداب نیستی بکشم

اصلا باور کن من تو را دوستت نداشتم اینا همش تظاهر بود

من اصلا عاشقت نبودم همش دروغ و نیرنگ بود

من اصلا...

( ولی نه  اعتراف می کنم که اینا صادقانه نبود که گفتم،از نظر من ارزش همش را داشتی )  

آره بی وفا

آره.

(برگی از دفتر سوخته قلب ایمان در سوگ معصومی که دیگر معصوم نیست)

/ 10 نظر / 4 بازدید
Milad

سلام خيلی وبلاگ زيبايی داری اميدوارم موفق باشی

گمشده(LOST)

سلام. ميدونی ...برای پيدا کردن اون بايد توی قب ها فرياد زد نه توی خيابون ها...

hoosin

سلام .باور کنید توی این دنیا خیلی ها در بی وفای رو تحمل می کنن .من واقعا خوشحالم که شما آنتی دختر هستد

nasim

سلام . ميدونی من هم با نظر مهتاب موافقم.جدايی خيلی سخته و هيچ چيزی نيست که اين فاصله هارو پر کنه..... موفق باشی

B a h a r

قشنگی بود!فقط سرعت وبلاگتون با توجه به عکس مربوط به قالب يه کم پايين مايينه ها!

shima

اگه ارزش نداشت که تو عاشقش نمی شدی

غلام شما ... ناشناس

من يه جورايی با مهتاب موافقم.درد بی وفايی نکشيدم اما ميدونم دوری چه سخته(البته تا حدودی.خدا کنه بيشترم نشه)

نيما(آذرخش سرخ)

سلام . وبلاگ من هم عجيب بود؟ ممنون که سر زدی. اميد وارم آهنگ وبلاگم رو گوش کرده باشی. اگه گوش نکردی . بيا گوش کن. مطالبت رو همsave ميكنم بعد ميام يه نظر درست و حسابي ميدم.