با توام

قصه بود یا واقعیت مهم نیست.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 آدم یاد اون بچه کلاس اولی میافته که به خاطر غرورش هیچ وقت نتونست ازاون معلمی که کف دستهاش رو با شلنگ سیاه کرده بود چیزی بخواد، خودش رو خیس کرد.

 همه میخندیدند.

 اون هنوز هنوز صدای خنده های محمد رضا و مسعود رو میشنوه.

 این غرور هنوز هم اون رو آزار میده، اما حالا یه جور دیگه.

 شاید اون دیگه خودش رو هیچ وقت خیس نکنه، اما حالا دیگه هیچ وقت جلوی گریه هاش رو نمیتونه بگیره.

 حالا اون همونیه که سالها بزرگتر از خودشه.       

خنده موجب تمام دردهای بی درمان است.

هر وقت به چنگم افتادی یه کاری میکنم که دیگه هیچ وقت نخندی، گرچه خیلی وقته نمیخندی، با این حال فکر کنم به یه اورتودنسی هم احتیاج داری.

این استخونای توی دهنت زیادی تو ذوق میزنه.

میفهمی؟؟؟

هر چی زور میزنم که یه چیزی بگم که دیگه هیچی نگم نمی تونم. دنبال یه جمله تمام کننده میگردم.

/ 10 نظر / 4 بازدید
hamed

سلام تو که وبلاگ به اين خوبی داری واسه چی نوشتی بگو ببينم چه مرگته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به وبلاگ منم سر بزن

كيميا

سلام. خوبی؟ چه خبرها؟ باز چی شده؟ جمله تمام کننده پيدا نمی کنی نگرد که گشتم نتونستم پيداش کنم. اين يک تجربه است.

sookhteh

درد تا مغز استخونم پيش رفته...نفسم بالا نمياد که ناله کنم...بغض چنگ انداخته تو گلوم...ولی مجبورم لبخند بزنم...چون هيچ کس نبايد بفهمه من چه مرگمه...گونه هام از درد لبخند زورکی ميلرزند...

احد(تنهای همیشگی)

سلام رفيق عزيز تر از جان.خنده بر هر درد بی درمان دواست؟خداوکيلی هست؟وقتی ياد احمق بازی هامون می افتيم خندمون ميگيره ولی دلمون آتيش ميگيره.اونم بيچاره ژير شده.معلمو ميگی.هر چی بود معلم بود.آينده رو بنگر

iman

سلام سلامان جان.اميدوارم هميشه نخندی .اصلا چه معنی می ده مرد بخنده . مرد بايد خميشه با جذبه باشه .....مگه نه

rahaa

mibinam ke tamoomesh kardi be salamati....

رها

برای فهميدن بهتر نوشته هات لازمه آدم حداقل ۲ بار نوشته هاتو بخونه...خيلی عميقن...و معمولا اينجور حوادث پايانی ندارن...