عشق سيخی چند؟؟؟

یه مدت پیش داشتم با یه نفر چت میکردم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

باز هم  اشتباه گرفته بودم،  به اشتباه گرفتن هم دیگه عادت کردم. یکی از اونهایی که اتفاقی و همینجوری پاش به وبلاگ من باز شده بود. از بچه های بلاگر هم نبود.

توی این چند جمله ای که واسه هم نوشتیم پر بود از کلمات عشق، عاشقی، شکست، سوختن

اینجا رو دیگه فقط خودمونیا میخونن. پس یه سوال خصوصی می پرسم.

شما از این کلمات چندشتون نمیشه؟؟؟ میتونید اینها رو راحت سر زبون بیارید؟؟؟منظورم همین عشق و عاشقی و این حرفاست. نمیدونم چرا همه خیال می کنن که من عاشقم و یا اینکه شکست خوردم. حاضرم شرط ببندم که به جز همین مطلب، شما کلمه ای راجع به این موارد توی وبلاگ من پیدا نمی کنید و نخواهید کرد.

نمی دونم چرا بعضی ها با احساس ترحم با من حرف می زنن. یه جور حالت تهوع ایجاد می کنن.

من دنبال چیزی تو وجود انسانها می گردم که همه از اون غافل شدن. نمی گم چیه ، ولی مطمئن باشید عشق نیست. اصلا ما رو چه به این گه خوریا که راجع به عشق بنویسیم. لازمه از عشق گفتن کماله. لازمه این کمال هم عبور از خیلی راهها هست که به عرفان و عشق ختم میشه.برای عرفان و شناخت هر چیزی باید اونو تجربه کنی. عشق رو باید با بدنت درک کنی . یعنی حسابی لمسش کنی .  ما رو چه به این زرت و پرتا. کی می تونه از عشق بگه؟؟؟

عشق مال آدمهایی هست که چیزی از زجر یا سختی نمی دونن. نمی خوام به قشر خاصی گیر بدم ولی... وقتی از اونها بپرسی که سختی چیه؟؟؟ با کمال مظلومیت مثل یه توله گربه مچاله می شن و چشماشون خیس میشه و میگن: وای اگه بدونی، یه کارگر واسمون خونه تکونی میکرد، دستاش پر از ترک بود، چشمهاش پر از احساس بود، انقدر دلم براش سوخت و پاقی میزنن زیر گریه و مفشون رو با روسریشون پاک میکنن.

  آی ریدم تو اون گریه و احساست.

 می دونستید؟ : اونها همیشه شایسته ترین انسانها هستند ، پر از استعدادهای خدادادی. یعنی همینجور خود به خود با استعداد شدن و پیشرفت کردن. هیچ رابطه و ضابطه ای هم وجود نداشته. اونها شایسته بودن.

 یکی از همین آدمهایی که مورد ترحم اونها قرار میگیرن، اگه نسبت به اون ابراز احساسات  کنن میگه: اه اه اه چیه این گوساله ی چندش آور.

ببینید همه ما چندش آور هستیم. من بعضی وقتا که خودمو تو آینه می بینم عقم میگیره. توی اتاق من همه جور لجنی هست به جز آینه.

دیدید اینایی رو که همیشه بساط نذریشون به پا هست؟؟؟ تا حالا پیش اونا رفتید بگید اوهوووی من دنبال کار میگردم، باید کار پیدا کنم. تا حالا سوال پیچتون کردن که چی بلدی و چی بلد نیستی؟؟؟ بذل و بخشندگی اونها رو باید همچین مواقعی ببینید. به خدا نیازهای انسان چیز دیگه ای غیر از شکم و زیر شکم، چیز دیگه ای هم می تونه باشه.

 همه جا پر از کثافته.

یه بنده خدایی که ظاهر خوبی داره و در کل سرش به تنش میارزه نسبت به یه  نفر ابراز احساسات میکنه و  حسابی حرف میزنه و به قولی مخ میزنه. قشنگ حرف میزنه. طرف حسابی مجذوب حرفهای اونه و میگه که از مادیات هیچی واسش مهم نیست و ارزش وجودیه انسانها فقط مهمه. هر وقت توی همین مادیات کم آوردید خواهید دید که همون انسانها با فکر روشن و احساسات پاک تبدیل به انسانهای کثیفی میشوند که در حال اغفال شما هستند و نیت سو استفاده دارند. ربطی به دختر یا پسر بودن ندارد. چیزهاییست که  در وجود همه هست.

از همه اینها کثافت تر اینه که ابراز احساسات یه نفر رو التماس خطاب کنی و همه جا بگی که فلانی به من التماس می کنه. تصورش هم وحشتناکه. این یه جنایته!!!

 

خاک بر سر بی لیاقتمون

 

 

 

/ 10 نظر / 6 بازدید
تينـــــــار

ميدونی رفيق اين دنيا پر از نارفيقه... هر وقت تو اوج سختی و بدبختی تونستی کسی رو پيدا کنی که بتونی روش حساب کنی...بتونی به شونه هاش اعتماد کنی...بتونی سرت رو راحت بزاری رو سینه شو زار بزنی و خودتو خالی کنی...بتونی دست رفاقتش رو محکم بگیری ... بتونی رفاقت بی ریاش رو باور کنی...اونوقت يعنی خوشبختی...باور کن...

رها

آدما مردن....بی خود دنبال گمشده ت نگرد... هر وقت اين حرفو به خونوادم می گم يه جوری نگام می کنن....

sosan

سلام سلامان!!! چه اسم جالبی داری... سلامان ... راستی سلامان يعنی چی؟؟؟ ...

sosan

سلامان عشق منحصر به هيچ کس و هيچ قشري نيست . آدمهای ناقص و عليل و فقیر و بی کس و کاری رو دیدم که سخت و صادقانه عاشق بودن ... نه دوست خوب من! عشق احساسی است که در نهاد هر بنی بشری نهفته است. حتی سلامان سگ ما! ... عشق نیروی عالی مرتبه ای از شهوت هست که باید باشد و اگر نباشد زیر و زبر به هم شود! ... اصلا از این استدلالت خوشم نیامد اما در مورد برخورد آدمهای مایه دار آره حق با توست... موافقم با بقیه حرفات ... من هم عاشقم ... توی درد بزرگ شده ام ... نفس می کشم ... می خوابم ... بيدار می شم... اما عاشقم ... خيلی عاشق ... اما بی درد و سطحی نيستم... زيادی سخت می گيری. خوبی خودت؟

sosan

در مورد ابتدای نوشته ات هم من که تا به حال بويی از عشق يا شکست عاطفی توی نوشته ها حس نکردم... اين شخص شخيص شامه سگشان تيز بوده لابد!!!

خسرو

سلام.واسه تینار یه جواب دارم/می گن یار بی کلک مادر/اما......../پس دیگه دنبال کسی نباید بود/فقط باید خودتو بسازی/یه جور مقاوم سازی/مثل سنگ/.........../سوسن خانم هم حتما اخیرا کتابهای روانشناسی زیاد خوندن/راستی سوسن شما چرا اینقدر احساس خودمونی بودن میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟ /حالا سلامان جون خودم/ااااااااااااااااااااااااااااااا اینو ببین؟کی اینجوریت کرده/ان شاالله هیچ وقت دشمن شاد نشی/میدونی چی دارم میگم/بعدشم اینکه من میدونم دنبال چی هستی/البته حدس میزنم/قربانت

احد

سلام عزيز.ميگما هر کسی ميرسه فحش عشق ميده.اين يه حس هست که خدا در وجود انسان گذاشت که حيوانات رو مجزا کرد.هيچ وقت به عشق فحش نده.به کسی که از یه رابطه یه تصور بد تو آدم ایجاد کرد/به اون که دورو بود بدی بگو.به اون فحش بده که از روی خوشی نمی دونه تو کثافت کارياش داره غرق ميشه.معنای عشق رسيدن به خداست.منو ببخش که ضرتو زورت زيادی کردم.درسته نيازهای خيلی ها زير شکمی هست ولی بعضی آدمای بدبخت هم هستن که نميدونن روزشون رو چطوری شب کنن.همه ی حرفاتو بخدا قبول دارم.آدما روز به روز عوض ميشن و عوضی.من تا حالا کسی رو که واقعا آدم درستی بوده کم پيدا کزدم.۲-۳ مورد.همون ها رو هم تا عمر دارم نگه ميدارم.من سعی ام اين هست که حداقل نظرمو بگم شايد به دردت بخوره شايدم نخوره.فقط خوشم نمياد بگم بيا به وبلاگ من سر بزن و ...شايدم داری تو دلت به من فحش ميدی.ولی ميدونم با مرامی.حق يارت.

gharibe

salam.khoobi.dige be ma sar nemizani.age khasti 1 sar bezan.ghribanat.gharibe

B a H a R

چندش کمشه فراتر از اينا به دردش ميخوره. ((عشق !!!))X-( / موافقم خاک تو سرمون

hokmolah

ma yejoorayi hame koskholim yekimoon bishtar yekimoon kamtar ,khanooma ke fek mikonan kheyli sareshoon mishe amash teripe eshgho asheghio atefi matefi daran ma aghayoonam ke taklifemoon ye joorayi roshane baba noone maro bedin ke ma berim ye joorayi az raha khosham oomad mishe ba mamanemoon biyaym khoonatoon??????vase khastegary soosan khanoom shoma chi?age shod ye taghi tooghi konin ke ma befamim ya ali