من

                           bloody_tears-thumb.jpg

من را می بینم که در آستان خودخواهی ام زانو زده ، همان خودخواهی که لباس تقدس به تن کرده و در برابرش چه ناتوانم.

اما این خودخواهی چه زیبا و فریبا در لباس دگر خواهی در آمده و لابلایش ذوب گردیده و عشق می نامندش. باید برای این خود خواهی نامی دیگر جستجو کرد.

 

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوسن جعفری

ديگهَ هيچ وقت هيچ وقت اينوطر حرف نزن ... دوست خوب!

سياه نامه

سلاممنون که به من سر زدی/با ژيشنهاد شما موافقم/البته اگر برای شما در د سرذ درست نشود

ناما جعفری

سلام ...به امیدساعت های بهتر..... همیشه بایدبلند بلند خندید بلندبلندگریه کرد/تندتندقرص اعصاب خورد/لخت شد دست هایت راتفنگ کرد/برای رهاشدن ازهرچه حرف اضافه ناگهان لخته های خونت به سمت پایین سرازیرمی شود خودکشی یعنی گنجشک و گنجشک ها بچه های هستندکچل که به چیزهای مشترک فکرمی کنند./ به دیداری تازه می اندیشم.

فطرس

چقدر غريب ميشيم گه گاه؟؟؟؟

mohsen

salam kheli khoshhalam ke bad az in hame modat ke bargashtam mibinam hanooz kasaiee az ghadim hastan ke up mikonan felan ya hagh

ميم

سلام دوست قديمی، خوبی؟ کجايی؟ مواظب خودت باش داداشی...