تنها

 

در مقابل آینه که می ايستم چهره ای نا آشنا و خسته را میبینم با چروکهای فراوان پیشانی که با موجود سرزنده سالهای گذشته تفاوت بسیار داره

لحظات خوش خیلی زودتر از آنچه فکر میکردیم سپری شدند و دیگر چیزی از فروغ چشمان باقی نمانده و دیگر چیزی وجود نداره که دوستش بداریم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

تنها خاطره ای میماند...خاطره ای از صدایش و سنگینی نگاهش
خاطره رویا میشود و رویاها یم پر از روزهای خاطره ساز رویاگونه
چه آسان میتوانی برسانی و چه راحت جدا میکنی
چه راحت امیدم را حسرت میکنی و چه آسان حسرتم را امید
و باز میمانم تنها با خود خودگونه ی تنهای تنهاییم...
به خود نگاه میکنی که تو هم خاطره شدی...خاطره ای از صدا و نگاه...

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:L

گریه میکنم به این امید که  زنگار خاطرات تلخ با قطرات اشک پاک شوند

/ 21 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nazi

وبلاگ زيبايی داری موفق باشی

sina

مرسی که به من سر زدی

سارا

حرفی نداشتم . در مورد نوشته ات

ab_rang

سلامممممممم.راستش اینجا ترس برم داشت...اگه اشکالی نداره اول مطالبت رو بخونیم بعد که ترسم ریخت کامنت بذارم.

كيميا

سلام. مرسی از اينکه بهم سرزدی. هيچ اشکالی نداره که انتقاد کنی چون وبلاگ جای همين چيزهاست همش که نبايد تقدير و تشکر باشه. انتقاد در همه شرايط بد نيست. و خوشحالم از اينکه اينو بهم گفتی يه دلداری بهم دادی. بازم بهم سربزن

نسخه نويس

سلام.پيشنهاد من بيشتر به دخترا بود . در مورد پسرا هم اگه پاپا جونت داره ازش بخواه كه كمكت كنه تا تو هم به اوني كه مي خواي برسي. ديگه گذشت دوراني كه يكي خودش همه زندگيشو بسازه مگه اينكه آدم خاصي باشي

B a h a r

هر جای گريه که هستی خاطره هاتو نگه دار!

داش مهدی

سلام .................. من برای بار اوليه که به شما سر ميزنم .................... وبلاگ جالبی داريد ........... البته شرمنده که دير به شما سرزدم .............. چون معمولا دير به دير نت ميام ................. در کل مطالب زيبايی داريد ................ از آشنايی با شما خوشحالم ................. دوست دارم بيشتر بشناسمتون .................. چاکرت .............. داش مهدی

milad

مثل هميشه زيبا و قشنگ مينويسی موفق باشی