بيلاخ

 

 یکی بود یکی نبود، غیر از خدا من بودم ، تو هم بودی ، اون یکی هم اومده بود تا به ما حسادت کنه، هوووووووم  به جز اینا هیچ کس نبود. بعد از چند سال خوشی های نامشروع  و به هم پیچیدنهای زیاد و طولانی مدت. بالاخره یه روز که هیچ خبری و هیچ اثری از هیچ کس نبود، زمانی که فقط خودم بودم. به چند سال مرگ در اینجا محکوم شدیم. حکمها رو که ابلاغ کردند دیگه هیچی نمی فهمیدم . مست مست بودم، گوز گوز بودم، هنوز هم هیچی نمی فهمم . ولی دارم سعی می کنم بفهمم معنی آخرین بیلاخی که با لبخند دادی چی بود. ببین تقلب کردی، تو هنوز جون داری...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غریبه

واسه خوندن وبلاگ تو باید چند وقتی صبر کنم تا هیجده سالم بشه. سبک نوشته هات خاصه هر چند که کلی طرفدار داره...

sheydaaa

با سلام...خوبين؟؟؟ممنونم که خبردادين بهم....خيلی وقته که بهم سری نزديد...مطلبتون جالب بود البته توام با تلخی و پيچيدگی...راستی بيلاخ يعنی چی؟؟؟؟من خيلی وقته آپ هستم...فردا هم آپ می کنم

رها

شايد اين برات بهتر بود....اينکه نفهمی... شايد اگه می فهميدی تحملش برات سخت تر از اينا می شد...

بی نام

سلام.یه سوال واسم پیش اومده. چرا اکثریت انسانهای اطرافمون اینقدر عقده ای شدن؟ نمی دونستم که چرا اینطوری می نویسین ولی حالا فهمیدم که این هم به نوعی خالی کردن عقده هاست.

مریم

سلام وبلاگت خيلی جالبه اگه قابل دونستی به ما هم سر بزن

MANI

ايول......به روزم و منتظر

غریبه

چرا اينجا آپ نميشه. من هيجده سالم شد ديگه!

amir

سلام. قشنگ بود البته اگه قشنگ کلمه مناسبی برای توصيف يه جور زيبايی باشه که حال آدمو بد ميکنه. با نوشته هات خيلی حال کردم. موفق باشی .ميدونی منظورم اون موفقيتی نيست که بيشتر احمقای دنيا تصورشو تو روياهاشون دارن. اونی که خودت دوس داری. زود به زود بنويس

آنا

من چند بار مغزمو restart کردم تا گرفتم.