مرداب

 

 

در این مرداب تاریک (دنیا)که زنجیر بر گلویم آویخته  <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

من گنه کارم به جرم بی گناهی به جرم آشنایی     

راه گریزی نیست از این مرداب، لنگر روشنایی به گل نشسته.

لاجرم گامیست پشت گام دیگر

تداومی که آتش به خرمن آرزوهایم می زند

و کس توان بر هم زدن این تداوم را ندارد.

باری شبی از شب های یاد ظلمت چشمان تو خشم ازدل سیا هت  فرود آید و تازیانه زند که

وه سیه پوش مردانی که از گورستان بر می گردنند

بر خاک روشن آرزو هایت سجده می کنند و

بر خاک تو زجه........

باز تقدیرسکوت فریاد می زند: یاد دارم

واپسین شب پیش که سراچه آسمان خیال یاد رخسار تو را

باز یاد آورد

اندوهگین ترین مضراب را از دل گورستان خدایان

به پای قاصدکی آویختم تا

از این منزل گاه تاریک بسوی روشنایی تو گام کشد

آه که قاصدک به آتش نشست

آتشی که از دل بی وفایت شعله برداشته بود

خیال خوش ایام  که من  به آب  چشم روی خا ک تابوت خود می ساختم 

کس کرم نجات من را به خود راه نداد

جز تو که امید یاری دادی وآن وقت طناب دار مرا سست آویختی

.................... سست ................

آه که سست طناب عمرم بگسست از هم و من در این مرداب تاریک بر زنجیر خود آویزان ماندم و

رهگذران برغفلت خود به چشم عیب نگریستند و حکم به گناه من دادند

آه ای آشنای بی وفایم

به زیر آبشار زلفت

نگاهی به لاشهً  تاریکم بیانداز

که گاهی برای  ملال دل نمانده

و شمع نیمه خاموشم در بر طوفان هست

 

همچو ایمانی سست در وادی کفر

 

  

/ 35 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shirin

سلام سلامان مرسی اومدی ولی نظر ولسه مطلب قبليمه؟چرا؟

عليرضا

تو تو اين مرداب تنها نيستی !!! خوب نگاه کنی می بينی !!! ميای خودمون رو نجات بديم ؟

kiya

سلامان جان سلام عزيزممنونم که اومدی سر زدي خوشحال شدم از اشنای با شما ....ولی من خانوم نيستم....شعرات قشنگ و پر معناست يه جورای حس و حال طراحی وبلوگت رو داره بازم به من سر بزن دوست من به اميد ديداری دوباره

كيميا

سلام. می بينم که هنوز ميخوای تو مرداب بمونی. بسه ديگه بيا بيرون.

B a h a r

قشنگ بود...به خصوص که يه مدت به هيچ وبلاگب نسريده بودم...عکسات خيلی باحالن !‌کلی باهاشون حال ميکنم!

r0y@ j0on

سلام کاکو خوبی؟ عامو می گما ادم ۵ شنبه ها نره دار الرحمه يا بهشت زهرا بياد تو وب لاگ شمو خيلی سنگينتره ها عا مو می از جون خودت سير شدی که ايطو زجه می زنی يه چی بنويس که مو دلمون شاد بشه به سر علی ای چی چيه؟

نيما

سلام... راستی وقتی می بينم به چلوکبابی سر می زنی حسابی خوشحال مشم. ممنون.. شمع نميه خاموشم در بر طوفانهاست خدا مند به شعله هام آتشی فزونتر شود تا نوری در دل تاريکی بيابانهای مردمان باشم

masoom

سلام از اينکه اسم من با اسم اون کسی که در يادداشتها ی شماست يکيه و نوشته بوديد که اون ديگه معصوم نيست برای خودم متاسفم. ولی به هر حال خيلی دلم می خواد شما رو روزی از نزديک ببينم و باهاتون حرف بزنم. مطمئنم که حرفای زيادی برای گفتن هست... . *تقديم به آقا ايمان گل*

یکی از 4پر...زمرد

به درک...خدا نکنه که آدم گیر آدم نفهم بیفته... منم حالم از تو به هم میحوره

یکی از 4پر...زمرد

آقای ایمان تو یکی هم حرف از جهنم نزن که با این حرفات معلومه که جای خودت ته جهنمه